مشاور توسعه کسب و کار و توسعه فردی

عادت های فردی و ایجاد عادت های خوب برای زندگی بهتر

صبح ها وقتی از خواب بیدار می شویم، بسیاری از کارهایی که انجام می دهیم حاصل عادت های فردی ما هستند. بعضی از ما قبل از هر چیز به سراغ تلفن همراه می رویم، برخی آب می نوشند، عده ای نرمش می کنند و گروهی بلافاصله شروع به کار می کنند. این رفتارها ساده به نظر می رسند، اما قدرت واقعی آن ها در تکرار روزانه و تأثیر بلندمدتشان بر ذهن و زندگی است.

عادت های فردی مانند برنامه پنهان مغز عمل می کنند. بسیاری از تصمیم های شغلی، روابط اجتماعی و حتی سطح سلامت جسمی و روانی ما از تکرار همین عادت های کوچک ساخته می شود. مدیران بزرگ می دانند که تفاوت میان رشد یا رکود شخصی معمولاً در همین جزئیات پنهان است؛ یعنی در عادت های فردی که هر روز رفتارشان را شکل می دهند.

صحبت از عادتها و فکر کردن به اونها به بخشی از گفتگوهای روزمرهٔ ما تبدیل شده و هر روز چنین جمله‌هایی رو می‌شنویم یا به دیگران می‌گیم. علت هم واضحه: «بخش بزرگی از زندگی امروز ما حاصل عادتهای ماست.» هر چقدر هم که به بازی بخت و شانس و نقش عوامل بیرونی معتقد باشیم، بازم نمی‌تونیم سهم چشمگیر عادت های فردی رو در شکل‌گیری مسیر زندگی‌مون انکار کنیم.

تعریف عادت های فردی

عادت رفتاری است که با تکرار به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می شود و بدون تلاش زیاد انجام می گیرد. وقتی عادتی شکل می گیرد، ذهن دیگر نیازی به تصمیم گیری ندارد؛ چون مسیر عصبی آن رفتار بارها تقویت شده است. به همین دلیل ترک عادت بد یا ایجاد عادت خوب کار ساده ای نیست و به زمان، نظم و نیرومندی ذهنی نیاز دارد.

عادت های فردی معمولاً شخصی هستند. یعنی هر فرد مجموعه ای از رفتارها دارد که متناسب با ارزش ها، شغل و محیط زندگی خودش است. آن چه برای یک نفر نشانه ی موفقیت است ممکن است برای دیگری بی اهمیت باشد. بنابراین شناخت خود، اولین گام برای ساختن عادت های مفید است.

عادت به هر معنایی باشه توی یک مفهوم مشترکه:  “یک کار یا رفتار اون‌قدر برامون عادی و تکراری شده که با کمترین فشار، چه فشار ذهنی و چه فشار فیزیکی، اون روانجام می‌دیم. می‌تونیم بگیم این کوشش و فشار کم (effortless بودن) مهم‌ترین ویژگی عادت‌هاس.”
کلمهٔ «فردی» که به «عادت» اضافه می‌شه (عادت فردی یا personal habit) به این نکته اشاره داره که قرار نیست عادت، استانداردهای عام داشته باشه. ممکنه اون‌چه شما به عنوان عادت برای خودتون تعریف می‌کنین و تلاش میکنین که در زندگی روزانه یا فعالیت حرفه‌ای خودتون جا بیندازین، برای شخص دیگه ای مهم نباشه یا کم ارزش باشه. درسته که برخی عادتها برای خیلی از انسان‌ها جذابن، ولی این قاعده فراگیر نیست و هر کسی حق داره عادت های فردی مناسب سبک زندگی خود رو پیدا کنه.
معمولاً اگه عادت‌ها مجموعه‌ای از رفتارها با یک ترتیب مشخص باشن، از اصطلاح روتین شخصی برای توصیفشون استفاده می‌کنن (روتین قبل از خواب یعنی همهٔ کارایی که به ترتیب قبل از خواب انجام می‌دیم).

چالش تغییر عادت در زندگی

اغلب مردم می خواهند عادت های بد را کنار بگذارند، اما در عمل شکست می خورند. علت اصلی این است که ذهن انسان به ثبات تمایل دارد. هرچه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، مغزمان مسیر عصبی آن را قوی تر می کند و خروج از آن مسیر سخت تر می شود. برای تغییر عادت باید به شکل آگاهانه محیط و محرک هایی را که آن رفتار را فعال می کنند، اصلاح کنیم. این کار گاهی به بازطراحی کامل سبک زندگی نیاز دارد.

روانشناسان توسعه فردی توصیه می کنند پیش از تلاش برای تغییر، رفتارهای خود را مشاهده و ثبت کنیم. اگر بدانیم چه چیزهایی باعث شکل گیری عادت هستند، اصلاح آن ها راحت تر خواهد بود.

هر وقت از عادت حرف بزنیم، این بحث هم مطرح میشه که آیا همه‌ی عادت هایی که داریم به صورت خواسته در ما ایجاد شدن یا بعضی هاشون ناخواسته و آزار دهنده و نامفیده؟ پس بحث تغییر عادت هم اهمیت پیدا میکنه. این‌که برای شکستن عادت های کهنه چه روش‌هایی وجود داره؟ چطوری می تونیم عادت های خوب رو ایجاد کنیم؟ ترک عادت های بد و ساختن عادت های خوب چقدر زمان لازم دارن؟
کافیه به کتابفروشی‌ها سر بزنید تا انواع کتاب های تغییر عادت رو – که معمولاً هم پرفروش هستند – ببینید؛ از «عادت های اتمی» جیمز کلییر و «قدرت عادت» چارلز داهیگ گرفته تا «عادت های خوب عادت های بد» نوشتهٔ وندی وود. چالش تغییر عادت اون‌قدر جدیه که معمولاً در دوره‌های توسعه فردی هم جایگاه ویژه‌ای براش در نظر می‌گیرن.
ما هم تردیدی نداریم که تغییر عادت کار ساده‌ای نیست و خوبه که به اون بپردازیم. اما معتقدیم قبل از این که به تغییر عادت فکر کنیم، لازمه عادت های خوب و بد خودمون رو بهتر بشناسیم و عادتهای خوب جایگزینی هم تو ذهنمون داشته باشیم که بخوایم اونها رو جایگزین عادت های بدمون کنیم.
عادت، همنوطور که از کلمه‌ش مشخصه، چیزیه که عادی شده. قطعاً عادتهای ناکارآمد و شیوه های رفتاری نادرست فراوانی توی زندگی ما وجود دارن که اون‌ها را نمی‌بینیم و برای تغییرشون اقدام نمی‌کنیم. از طرف دیگه، قطعاً عادتهای مفیدی هم توی زندگی دیگران و فرهنگ های دیگه وجود داره که از اون‌ها مطلع نیستیم و طبیعتاً چون اون‌ها رو نمی‌شناسیم، برای جا دادن اون‌ها تو ذهن و زندگی‌مون هم تلاشی نمی‌کنیم.
بنابراین خوبه که سعی کنیم چشم‌ هامون رو روی عادتهای خوب و بد خودمون و دیگران بازتر کنیم.

لیست عادت های خوب و بد

بهترین روش برای این‌که ذهن‌مون به عادتها حساس بشه و عادتهای خودون و دیگران رو بهتر ببینیم و کشف کنیم، اینه که با اطرافیانمون از عادتهامون حرف بزنیم: از عادتهای مطالعه تا عادت های رانندگی؛ از عادتهای صبحگاهی تا عادتهای شامگاهی؛ از عادتهای هدیه دادن تا عادتهای ارسال پیامک؛ از عادتهای خرید تا عادتهای سفر.
مهم نیست چه اسمیبر روی این عادت‌ها بزاریم. شاید دوست داشته باشیم بعضی از این عادتها را «ویژگی های فرهنگی» صدا کنیم (فرهنگ رانندگی، فرهنگ مهمونی رفتن، فرهنگ هدیه دادن). شاید هم ترجیح بدهیم اون‌ها رو از جنس «تکنیک» فرض کنیم (تکنیک کتابخوانی، تکنیک افزایش بهره وری و مانند این‌ها). ولی هر چی که هستن، مشخصهٔ اصلی عادت رو دارن: عادی شدن و بدون نیاز به توجه خاصی، انجام‌شون می‌دیم.
فقط به این نکته توجه کنید که دربارهٔ همهٔ عادتها نمی‌تونیم قضاوت ارزشی داشته باشیم.
شاید بیشتر مردم عادت به نرمش صبحگاهی رو یه عادت خوب بدونن و عادت به حرف زدن پشت سر دیگران رو زشت و ناپسند. ولی عادت‌های زیادی هم وجود دارن که از این جنس نیستن و به سادگی ارزش‌گذاری نمی‌شن. تفاوت در سلیقه، فرهنگ، سبک زندگی، نوع روابط و طبقهٔ اجتماعی ممکنه باعث بشه عادتی که یک نفر مناسب می‌بینه، از نظر فرد دیگره ای ناپسند بیاد. علاوه بر این، قضاوت دربارهٔ کارآمد و ناکارآمد بودن عادتها هم متفاوته. کافیه دربارهٔ عادت زود بیدار شدن در صبح یا شب بیدار موندن با چند نفر صحبت کنید. میبینین که عادتی که یه نفر موثرترین و مفیدترین عادت زندگی‌ش، می‌دونه از نظر فرد دیگه یک عادت کاملاً نادرست و حتی احمقانه‌س.

نقش نیرومندی ذهنی و تفکر تحلیلی در شکل گیری عادت ها

نیرومندی ذهنی به معنی قدرت مدیریت احساسات و تصمیم در شرایط فشار است. افراد با ذهن قوی می توانند رفتارهای خود را کنترل و انتخاب منطقی تری داشته باشند. این همان چیزی است که باعث ایجاد عادت های خوب می شود.

از سوی دیگر، تفکر تحلیلی کمک می کند ریشه ی رفتارهای تکراری را بشناسیم. مثلاً فردی که دیرتر به خواب می رود باید از خود بپرسد چه فکری باعث می شود درگیر فعالیت شبانه شود؟ آیا اضطراب کار است یا عادت به پاسخ دادن پیام ها؟ این سوال تحلیلی، نقطه ی آغاز تغییر خواهد بود.

چگونه عادت های فردی مسیر زندگی را شکل می دهند؟

عادت های فردی هر روز بر میزان انرژی، روابط، و تصمیم های حرفه ای ما اثر می گذارند. اگر کسی عادت دارد روز خود را با مطالعه یا ورزش آغاز کند، معمولاً تمرکز بالاتر و عملکرد بهتری دارد. در مقابل، بی نظمی یا تأخیر مداوم، ذهن را در وضعیت استرس نگه می دارد و موجب کاهش بهره وری می شود.

در دنیای مدیریت نوین نیز اهمیت عادت های فردی قابل انکار نیست. مدیرانی که نظم شخصی دارند، به مرور نظم را در سازمان خود تزریق می کنند. رفتارهای خرد و تکراری، فرهنگ سازمانی را می سازند.

برای نمونه، مدیران موفق معمولاً با «مدیریت زمان» و «برنامه‌ریزی صبحگاهی» مسیر ذهنی روزشان را منظم می‌کنند. کارآفرینان حرفه‌ای نیز با عادت بررسی روزانه‌ی عملکرد و تصمیمات کوچک، از انباشت خطاهای بزرگ در طول هفته پیشگیری می‌کنند. این رفتارها شاید ساده به نظر بیایند، اما پیوستگی در آن‌هاست که قدرت عادت‌های فردی را می‌سازد.

ساختن عادت های خوب؛ از ذهن تا عمل

برای ساختن عادت های خوب باید از رفتارهای کوچک آغاز کرد. اگر هدف شما مطالعه روزانه است، با پنج صفحه شروع کنید، نه پنجاه صفحه. پژوهش ها نشان می دهند شکل گیری عادت جدید میانگین بیست و یک تا شصت و شش روز زمان می برد. تداوم و ثبات مهم تر از سرعت است.

در مسیر توسعه فردی، همیشه مقاومت ذهنی وجود دارد، اما اگر رفتار جدید را با انگیزه شخصی و معنا ترکیب کنید، تبدیل به بخشی از شخصیتتان خواهد شد.

عادت های فردی در مدیریت حرفه ای

رهبران تحول گرا عادت های فردی خود را با اهداف تیم هماهنگ می کنند. مثلاً هر روز ده دقیقه زمان برای بازخورد و گفتگوی با اعضای تیم اختصاص می دهند. این رفتارهای کوچک، حس اعتماد و یادگیری را در سازمان تقویت می کند. اگر به دنبال عملکرد بهتر، رشد شغلی و زندگی متعادل تر هستید، از اصلاح عادت های فردی خود آغاز کنید.

گام های اجرایی برای تغییر عادت های بد

۱. شناسایی رفتار تکراری و محیط فعال کننده

۲. تعیین جایگزین مثبت و عملی برای آن

۳. پاداش دادن به خود پس از انجام رفتار جدید

۴. ثبت روند انجام، تا ذهن الگوی تازه را تثبیت کند.

تغییر عادت یک پروسه است نه یک تصمیم. استمرار، ارزیابی و آگاهی، سه عنصر کلیدی این مسیر هستند.

بنابراین در برخی موضوعات باید به اطرافیانمون ساده بگیریم و آماده باشیم چیزهایی بخونیم و حرف‌هایی بشنویم که شاید با الگوی فکریمون خیلی سازگار نباشه.

اگر تمایل دارین توی این بحث مشارکت کنین، پیشنهاد میدم که به این سه سوال پاسخ بدین:

  •  عادت های خوب شما چه عادت هایی هستن؟
  • عادت های بد شما چه عادت هایی هستن؟
  •  فکر می‌کنین عادت های فردی‌تون چقدر در دستاوردهای زندگی‌تون (شخصی و شغلی) نقش داشته‌‌ن؟

مطالعه بیشتر:

1 نظر
  1. علی کاربر می گوید

    خیلی خوب و جامع بود این مطلب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.